هلال

اولین شب رمضان که ماه را دیدی تو را چه شده ، یاد خدا ، یاد روزه ، یاد قرآن ، یاد غبار روبی دل از غیر خدا چو مساجد اما ای دل تو به چه روز افتاده ای که با غم این هلال یاد از مولای غریب علی کرده ای..

مگر علی کیست ای دل؟ که با دیدن هلال لمس می کنی ایام یتیم شدن نزدیک است.

 مگر علی کیست ای دل؟ که با دیدن هلال تو را سیل جاری می گردد و در خود می سوزی آیا به یاد ضربت خوردن اوست ؟ آیا به یاد رد کردن سلام اوست ؟ آیا به یاد دست بسته اوست ؟ یا به یاد خود را فدای احمد کردن در لیلة المبیب است.

به من بگو ای دل چرا با دیدن هلال علی را یاد کنی...

ـ اوست مولای مردان ، صیام و قیام یعنی علی ، قرآن یعنی علی ، بنده حق با احمد علی...

اما نگفتی ای دل سر رویت هلال و مولای مردان...

ـ با دیدن هلال رفتم به مدینه در آن شب تار که ولی میسپارد چه غریبانه به خاک آن شهید عشق حق ، آن پاسدار ولایت . بهر ماندن ولی نه از فاطمه آمد فغانی نه از علی...

ـ علی یعنی فاطمه ، فاطمه یعنی علی...